دانلود رمان یک روز با ما ، یک روز بر ما

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

    نام رمان : یک روز با ما ، یک روز بر ما
    نویسنده : samira-mis کاربر انجمن نودهشتیا
    تعداد صفحات : ۲۲۰

    خلاصه داستان :

    رمان در مورد دختر و پسریه که سرنوشت کاری میکنه که جایگاه اجتماعیشون تغییر کنه و خیلی اتفاقی ، دوباره بعد از جدایی چند ساله سر راه هم قرار بگیرن!

    با تشکر از samira-mis عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

    قسمتی از متن رمان :

    جلوی در دبیرستان دخترونه دست به سینه به در مدرسه خیره شده بود و یه پاش و به بنز آخرین مدل زده بود….باید منتظر میموند تا عشقش بیرون بیاد….با این فکر به خودش پوزخند زد
    *خوش خیال!
    صدای جیغ اولین دختر به گوش رسید..پاش رو انداخت و صاف ایستاد..دخترها یکی یکی از در خارج شدن!!!اما اینها خیلی بچه سال بودن..دختری که اون منتظرش بود سال آخر دبیرستان بود…خیلی هم زیبا بود…تمام بدنش چشم شده بود .هر چند لازم به این کار نبود…قد بلندش از بقیه متمایزش میکرد هیچ….کسری چشم بسته هم اون رو از بین این جمعیت میشناخت!!!
    -بسه دید زدن اینها در حد و اندازه تو نیستن!!!
    کسری نگاهش رو به دختر مو مشکی با چشمهای قهوه ای که به تازگی دستی هم تو صورتش برده بود کرد…بی توجه به خنده ی تمسخر آمیز دوستاش تو دلش به این زیبایی احسنت گفت!
    -در و باز کن دیگه..میخوای من و در و برای تو باز کنم تا خونه برسونمت؟
    کسری بدون هیچ حرفی در عقب رو براش باز کرد.
    -بشین تو ماشین هر وقت بخوام سوار میشم!!!
    باز صدای قهقهه ی دخترهای هم سن و سال و هم فرهنگ بالا رفت..یکیشون که دلش رو گرفته بود و انگار نمایش کمدی نگاه میکرد.
    *کسری خاک بر سرت…اینهمه تحقیر میشی باز هم میبینیش دلت میلرزه….
    پشت فرمون نشست و در رو بست..صدای دخترهارو میشنید!!!
    بهنوش:خاک برسرت لیاقتت راننده خونتونه…..مگر اینکه اون عاشقت بشه!
    الناز در حالی که همچنان دلش رو گرفته بود و میخندید ادامه داد!!!
    -فکر کن هانا با لباس عروسی دست تو دست راننده اشون بیاد تو…بعد کلفتشون بیاد براش اسفند دود کنه بگه..عروس گلم….و یه ماچ از اون خیسها از لپش بگیره..خدایی ر..ی..د ه میشه به آرایشت!!!

    دانلود کتاب با فرمت PDF

  • مطالب مرتبط
  • دانلود رمان شانزده سال فکر سیاه ویژه نگاه دانلود
  • دانلود مجموعه داستان کوتاه رقص در غبار اختصاصی یک رمان
  • رمان تلاطم | Sadaf کاربر انجمن یک رمان
  • دانلود رمان آخرین آرزوی مادر ویژه نگاه دانلود
  • نقد رمان حقیقت معکوس | (FATEMEH_R (fara کاربر انجمن یک رمان
  • دانلود رمان او رفته (جلد اول ) برای موبایل و تبلت و کامپیوتر
  • نویسنده : رضا رضوی بازدید : 21 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:45
    برچسب‌ها : دانلود,رمان,

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :