داستان کوتاه دلتنگی ام را باد برد|نارینه کاربر انجمن یک رمان

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

    داستان کوتاه : دلتنگی ام را باد برد!
    نویسنده: نارینه
    ژانر:عاشقانه
    خلاصه: نیان برای رسیدن به آرزوهای دراز خود قمار خطرناکی را شروع می کند، در این بازی خود نیز در گرداب عشقی دردناک فرو می رود...


    بخش اول "نامه های برای نیان"
    سلام عزیز مهربان سیاه مویم، من از اول هم می دانستم تو با حیله برای آشنایی با من جلو آمدی، ولی این قلب بی مروتم عاشق بیقرارت شده بود.
    وقتی برای اولین بار در آن روز بارانی توی گورستان، بعد دفن مادربزرگم تک و تنها نشسته بودم.
    تو و مادرت هم بالای سر قبری ضجه و مویه می کردید،...

    داستان کوتاه دلتنگی ام را باد برد|نارینه کاربر انجمن یک رمان

  • مطالب مرتبط
  • دانلود رمان شانزده سال فکر سیاه ویژه نگاه دانلود
  • داستان کوتاه/ تمامِ هستى ام بود...
  • داستان کوتاه/ پریدم... چشم باز کردم، هنوز زنده بودم...
  • داستان کوتاه/ بگذارید رفتنی ها، بروند
  • داستان کوتاه/ راستی گفته بودم که دوستت دارم؟
  • داستان کوتاه/ نوع خاصی از دلتنگی
  • نویسنده : رضا رضوی بازدید : 19 تاريخ : يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 16:08

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :