من رازی دارم .... (2)

چه آورده او به سرم مدام سرگشته و حیرانم در قبال او، در قبال خودم، در قبال همه چیز. او شده

<-BlogAbout->
نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما