داداش کایکو

داداش کایکو

آفتاب از لابلای شاخ و برگها میزد پشت گردنم و جای شیره های انجیر روی پوستم را حسابی می سوزا

<-BlogAbout->
نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما