دانلود رمان من دختر افسانه ایم
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
خلاصه: دانلود و رمان و من دختر و افسانه و ایم _ داستان این بار ما راجع به یه دختریه که با استفاده از نیروی فوقالعاده ماوراییش، میتونه تمام موجودات خطرناکی که توی سیاره زمین هستند رو از بین ببره! داستان
داداش عزیزم تولدت مبارک
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
خب سلام به همگی من اومدم با تولدی دیگر تولد داداش ومه(البته یکی از برادرام، خانواده ما میتوز کرده تعداد بچه ها بالاس جوری که بابامون روحشم خبر نداره انقدر بچه داره و اکثر بچه هاشو در حد سلام علیک میشناس
):(
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
دختری ام از تبار تنهایی هه همان که اشک هایش را زیر چتر خیال پنهان میکند همان که خیلی وقت از در انتظار ماندنت دارد جان میدهد . دلم گرفته همش به این فکر میکنم که تو همان شمعی هستی که پروانه ای چون من را میسوزانی ولی من شادم چون با حرارت تو سوخته ام تو تبری هستی که مرا میشکنی ولی من هنوز هم عاشق تو می ...
۱۰سوال...!!
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
احساسی سردرگم
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
دلنوشته احساسی و سردرگم و |miss_nahiکاربر انجمن یک رمان زندگی ام در حوالی سؤال های زیادی پرسه می زند چشمانم نمیدانم بدنبال دیدن چه چیزیست نمیدانم این چه داستانیست سردرگمم در کوچه های تلخ تنهایی بدون اینکه راه را بدانم پا برهنه قدم میزارم بر زمین سفت وسختی که انگار لیز میخورد از زیر پاهای خسته وبرهنه...
ψچـــــكامهـψ
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
.....___دخملونه__......
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
سلام عکسای دخترونه بذارین اگه دوس داشتین تقدیم کنین به ........ هرکی دوس دارین
مجموعه شعر نامه ی عشق | bzpors کابر انجمن یک رمان
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
نام مجموعه و: نامه و ی عشق شاعر:bzpors چو دیدمت،عشق در نهادم آزاد گشت چرخان در بیابان وجودم چون گردباد گشت دل من همچون ویرانه ای متروک بود با اولین بو*س*ه ی تو ویرانه ام آباد گشت
رمان زرد (جلد دوم) | I.yasi کاربر انجمن یک رمان
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
کد رمان و و: 1870 ناظر: نسترن بانو بسم الله النور نام رمان: زرد (جلد دوم) نام نویسنده: I.yasi ژانر: تخیلی، عاشقانه خلاصه: داستان دربارهی دختری به نام آذین هستش؛ آذین نقاشه و تا بیست سالگی زندگی
داستان کوتاه روزهای گرگی | Zahra_m کاربر انجمن یک رمان
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
نام رمان و: روزهای و گرگی و نام نویسنده: Zahra_m ژانر: تخیلی، عاشقانه خلاصه: داستان و ما، داستان دختریست که با دستان خود، طناب زندگیاش را به خیالات و تصوراتش گره میزند. دختری که در خیالات خود عاشق میشود و عاشق میکند! دختری که بیخبر از اتفاقات در راه، به سمت زندگی قدم بر میدارد و با رویی گشاده طعم تل...
نسبتت با دیلن چیه؟
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
دیلن و اوبرایان رو میشناسین؟؟؟ یکی از بازیگرای محبوب من نسبتت وون باهاش چیه؟ و؟
نظرتون درباره غرور؟!
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
نظرتون و درباره و غرور چیه؟ . . شما آدم مغروری هستید؟ . . غرور تا چه حدی براتون ارزش داره؟ . . زود اعتراف کنید(خخخخ)
♦یک جمله درمورد متولدین هر ماه♦
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
یک جمله و در مورد متولدین و هر ماه هیچ گاه در کارهای یک فروردینی دخالت نکنید. هیچ گاه حس حسادت یک اردیبهشتی را تحریک نکنید. خردادی ها جذب شخصیت های فرهیخته می شوند. هیچ گاه یک تیر ماهی را دست نیندازید.
۩۞۩استاتوس خونه ۩۞۩
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
با عرض سلام از اسم تاپیک معلومه که موضوعش چیه اما 1) این تاپیک رو برای این باز میکنم که جمله ها و قطعه های فلسفی ، طنز ، عاشقانه و ... که نسبتا کوتاه باشند رو د
آيا حكم مرتد از اسلام كشتن است ؟
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
حكم ال مرتد و الإمام ناصر محمد اليماني 23 - 09 - 2011 مــ 25 - 10 - 1432 هــ 12:07 am ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــ آيا حكم مرتد از اسلام و كشتن و است ؟ بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام ع
درخواست ناظر برای رمان عاشق تنها نمی ماند
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
https://forum.98iia.com/topic/2317- رمان و- عاشق و- تنها و-نمی- ماند و/?tab=comments#comment-39894
دیشب رفتم عروسی.. رفتم با عروس عکس انداختم،اونم بخاطر اینکه عروس13سالش بود گفتم ببرم
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
دیشب و رفتم و و عروس وی و.. رفتم با عروس عکس انداختم،اونم و بخاطر و اینکه و عروس13سالش بود گفتم و ببرم و سوژه کنم.. نشون فامیلا و دوستام بدم و بگم ک ما ترشیدیم،بابا من 4سال از اون بزرگترم ولی هنو خونه ام،اخه این انصافه؟؟
چیستان
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
خب خب چیستان و دارم براتون ایا موافقین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رقصیدنی:دی
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
جستجو در هر جایی موضوع ها این تالار این موضوع تنظیمات بیشتر ... نمایش نتایجی که شامل ... شامل هر کدام از کلمه های من شود شامل همه کلمه های من شود جستجو در ... متن و عناوین مطالب فقط عناوین مطالب
بیشتر وقتا سکوت میکنم؛ نه چون آرومم، نه چون عاقلم، نه چون سیاست مدارم، نه چون صبورم..
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/8 | ساعت: 12:48
بیشتر و وقتا و سکوت و میکنم؛ و نه چون آرومم، و نه چون عاقلم، و نه چون سیاست و مدارم، و نه چون صبورم و...چون می ترسم! من همیشه از بهم زدن آرامش های نسبی می ترسیدم! چون همیشه در به در کمترین آرامش ها بودم! همیشه سکوت کردم تا یه وقت اوضاع از چیزی که هست بدتر نشه! و همین شد که اوضاع همیشه از چیزی که بود...