افسون

دو دل بود اما پرید. لحظه ی پریدن ایمانی از حرفهای بچه ها درباره ی فرشته بودنشان در قلبش پیدا شد که فکر میکرد با بالهای نازکش، نرم روی خط لبخند خدا سُر بخورد. ام

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما