داستان اتاق آبی از سهراب سپهری

ته باغ ما، یك سر طویله بود. روی سر طویله یك اطاق بود، آبی بود. اسمش اطاق آبی بود (می گفتیم اطاق آبی)، سر طویله از كف زمین پایین تر بود. آنقدر كه از دریچه بالای

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما