اشعار محمد مختاری

گیسو گیسو دورش بپیچم و دورم بپیچد افشان شود ترنم در سلولها و خاک ذره ذره تنم را به گوشهاش بچسباند گاهی ستارهای از آب برداردم گاهی جزیرهای خرسنگهای خود را بسنجد

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما