او و یک کتاب حرف

این کتاب چند آقا... همیشه عاشق کتاب و شعر بود همیشه ادمای ته استکانی ژولیده رو دوس داشت... ساده بودم ساده میپوشیدم ساده رفتار میکردم عین این کارمندایی که ساده و

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما