تعقیب و مجازات جنایتکاران بینالمللی بدون تردید میتواند تسکینبخش درد و رنج میلیونها انسان قربانی این شرارتها و جنگهای خانمانسوز باشد. اندیشۀ تأسیس یک مرجع کیفری
تعقیب و مجازات جنایتکاران بینالمللی بدون تردید میتواند تسکینبخش درد و رنج میلیونها انسان قربانی این شرارتها و جنگهای خانمانسوز باشد. اندیشۀ تأسیس یک مرجع کیفری بینالمللی برای محاکمه و مجازات مرتکبان مهمترین جنایات شنیع بینالمللی و عاملان جنگها و خونریزیها و رفتاهای غیرانسانی از دیرباز مطرح بوده؛ اما به صورت جدی حدود یک قرن است که مورد توجه جامعۀ بینالمللی قرار گرفته و متعاقب آن اقدامات عملی در این خصوص انجام شده است.
برای تحقق آرزوی مقابله با پدیدۀ مجازات مرتکبان شدیدترین نقضxadهای حقوق بشری، بعداز جنگ جهانی اول به دنبال ناکام ماندن محاکمۀ پادشاه آلمان بر اساس معاهدۀ صلح ورسای که به واسطۀ ممانعت کشور هلند از تحویل پادشاه آلمان صورت گرفت، با آغاز جنگ جهانی دوم وگسترش رفتارها و نقضxadهای شدید حقوق بشری از سوی دولتxadهای متخاصم، به تدریج شاهد تأسیس دادگاهxadهای بینxadالمللی کیفری هستیم؛ این فرایند با تشکیل دو دادگاه موقت بینالمللی نورنبرگ و توکیو آغاز شد و به دیوان کیفری بینالمللی ختم میشود. بنابراین امروزه به دلیل منشأ شکلگیری این محاکم، از اصطلاح رایج دادگاهxadهای نسل اول، دوم، سوم و چهارم استفاده میکنند. مفهوم نسلهای دادگاههای بینالمللی کیفری، نشانxadدهندۀ این است که این دادگاهها در سیر تحولات بینالمللی در یک مسیر تکاملی قرار گرفتهاند. نسلهای اول، دوم و سوم این دادگاه موقت هستند و نسل چهارم که تکاملیافتهتر از نسلهای قبل است، دیوان دائمی است. دادگاههای نسل اول بر مبنای یک معاهدۀ بینالمللی تشکیل شدند (نظیر دادگاههای نورنبرگ توکیو). دادگاههای نسل دوم که دادگاههای اختصاصی (اد هوک) نیز نامیده میشوند، مبتنی بر قطعنامۀ شورای امنیت و مطابق فصل هفتم منشور ملل متحد (که تجویز به بکارگیری نیروهای مسلح را برای دفع عامل برهم زننده یا تهدید کننده امنیت بینxadالمللی صادر میxadکند)، تشکیل میxadشوند؛ نظیر دادگاههای کیفری بینالمللی یوگسلاوی سابق و رواندا. هدف از تشکیل این دادگاهxadها از یک سو پایان دادن به جنایات و از سوی دیگر تعقیب و محاکمۀ ناقضان حقوق بشر و مسئولین جنایات و کمک به احیای صلح و حفظ آن اعلام شده بود.
دادگاههای نسل سوم در اواخر دهۀ ۱۹۹۰ و سالهای دهۀ ۲۰۰۰ با کمک میراث محاکم نسل اول در نورنبرگ و توکیو و نسل دوم؛ دادگاهxadهای کیفری بینالمللی یوگسلاوی سابق و رواندا با این هدف تشکیل شدند.
این دادگاهها در نتیجۀ صدور قطعنامۀ شورای امنیت و بر مبنای یک موافقتنامه میان سازمان ملل متحد و یک دولت تشکیل میشوند. به این محاکم، محاکم مختلط هم گفته میxadشود. شعب فوقxadالعادۀ سنگال، دادگاه ویژۀ تیمور شرقی، دادگاه خمرهای سرخ (شعب ویژۀ دادگاهxadهای کامبوج)، دادگاه ویژۀ سیرالئون، لبنان و کوزوو نمونۀ این نسل از محاکم هستند. مختلط بودن این دادگاهxadها به دو اعتبار است؛ نخست آن که قضات این دادگاه ترکیبی از قضات داخلی یا ملی و قضات بینالمللی هستند و دوم به اعتبار قواعد دوگانه و مختلط؛ اعمالی که تلفیقی از قواعد نظام قضایی داخلی کشور محل وقوع جنایات و مقررات بینالمللی حاکم بر دادرسی این محاکم است که هر کدام آثار مثبت و منفی خود را بر روند رسیدگیxadهای این محاکم برجای گذاردهxadاند. با نگاهی موسعxadتر حتی میxadتوان قوانین یک کشور ثالث را در پیشبرد اجرای احکام صادره از دادگاه های نسل سوم، ملاک عمل قرار داد. بنابراین میxadتوان به دو نمونه از توافقات حاصله میان سازمانxadهای بینxadالمللی و کشورها اشاره کرد:
نخست: توافق اول با کشور محل وقوع جنایت باهدف تعقیب و شیوۀ محاکمه و ترکیبی از قوانین ملی این کشور و مقررات بینالمللی؛
دوم: توافق با کشوری غیر از کشور محل وقوع جنایت، باهدف اجرای احکام حبس که در روند اجرای حکم، قوانین این کشورها حاکم بر نحوۀ اجرای مجازات زندان و یا تخفیف مجازات و عفو محکومین خواهد بود.
نکتۀ حایز اهمیت در خصوص دادگاهxadهای نسل سوم این است که با توجه به میزان گستردگی و نوع جنایات ارتکابی در کشور لبنان در مقایسه با جنایات رخ داده در پنج کشور دیگر، دادگاه کیفری مختلط لبنان را دارای وضعیتی خاص و شاید به اعتباری غیرقابل مقایسه با پنج کشور دیگر قرار داده است.
از مهمترین ویژگیxadهای دادگاهxadهای نسل سوم میxadتوان به عدم وابستگی این دادگاهxadها به شورای امنیت اشاره کرد و همچنین این دادگاهها براساس توافق میان دولتهای متقاضی و سازمان ملل و یا سازمان منطقهای برای نمونه اتحادیۀ آفریقایی تأسیس شدهاند. دادگاهxadهای نسل سوم هرکدام از نظر صلاحیت تعقیب و نوع و میزان مجازات مرتکبان با یکدیگر متفاوتند. برای نمونه دادگاه ویژۀ لبنان صلاحیت رسیدگی به جنایتxadهای تروریستی ناشی از بمبxadگذاری را دارد؛ در حالی که دادگاه ویژۀ کوزوو بیشتر به جرایم عادی رسیدگی میxadکند. قضات این دادگاه مرکب از قضات ملی و بینالمللی هستند. علاوه بر این، محل تشکیل دادگاه کیفری بینxadالمللی نسل سوم نیز یکی دیگر از ویژگیهای مهم این دادگاهها است؛ اما باید اذعان کرد که دادگاه های نسل سوم از رویۀ واحدی پیروی نمیکنند، برای نمونه تعقیب و رسیدگی به جنایات مرتکبان، هرچند اصل بر اعمال صلاحیت سرزمینی یا به عبارتی کشور محل وقوع جنایات است؛ اما در عمل در برخی پروندهxadها، مقرّ تشکیل دادگاه خارج از محل ارتکاب جنایات بوده است؛ مانند پروندۀ چارلز تیلور مربوط به جنایات سیرالئون که در هلند برگزار شد و نیز دادگاه سنگال که اساساً برای جنایات واقع شده در کشور چاد، تشکیل شده است؛ اما موقتی بودن این دادگاهxadها نیز به مانند دادگاهxadهای نسل اول و دوم و با وجود توسعه و تکامل بنیادین نظام حقوق کیفری بینxadالملل با ایجاد و استقرار نسل چهارم دادگاهxadها؛ یعنی دیوان بینxadالمللی کیفری به منصۀ ظهور رسید.
با توجه به این موارد باید خاطرنشان کنیم که در حوزهxadهای مختلف حقوق کیفری بینxadالملل در خصوص نسلxadهای متفاوت دادگاهxadهای کیفری و زوایای مختلف آن تا کنون مطالعات وسیعی صورت پذیرفته و صاحبxadنظران این عرصه مبادرت به تألیف کتب و مقالات درخوری نمودهxadاند که این امر دلالت بر اهمیت موضوع دارد.
با وجود این شاید متفاوتxadترین نوع آنها، دادگاهxadهای کیفری نسل سوم یا مختلط باشند که کتاب حاضر با عنوان «دادگاهxadهای کیفری بینxadالمللی نسل سوم» در نوع خود به عنوان پژوهشی جامع و منحصر به فرد، بطور دقیق ساختارهای شکلی و ماهوی این دادگاهها را مورد بررسی قرار داده است.
در پایان امید است که کتاب حاضر در ارتقای دانش حقوقxadدانان ارجمند در حوزۀ حقوق کیفری بینxadالمللی سهمی داشته باشد، پیشاپیش از ارشادات صاحبxadنظران و خوانندگان که نقصxadها و کاستیxadهای این مجموعه را یادآور خواهند شد قدردانی و سپاس فراوان داریم. ﻫمچنین وظیفۀ خود میداﻧیم که از زحمات جناب اقای دکتر سید عباس حسینی نیک (مدیرانتشارات) تقدیر و تشکر نماییم.
مولفان