نویسنده ( در حالی که لبخند می زند ) : شما چه راهنمایی می فرمایید ؟
ناشر ( با غرور ) : به نظرم از آدمای جنگ دیده مشاوره بگیرید ؛ راستی اسمی برای مجموعه داستانهاتون انتخاب کردید ؟
نویسنده ( آرام تر از همیشه ) : بله ، خاطرات یک فرمانده !