سیاهی

دکتربالبخندپرسید:چه حسی داری؟نگارباهیجان گفت:حس می کنم قراره تازه متولدبشمدکتر:پس تولدت مبارک،می خوام قبل ازاینکه چشماتو بازکنی بگی که دنیای بیرونتو چطورتصورمی

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما