در آستانه ی چهل و پنج سالگی

نگاهی به انگشتانش می کند انگشت حلقه اش در چهل و پنج سالگی خالیست. با حقوق این ماهش یادش باشد بخرد البته شیرینی نامزدی یش هم باید بدهد. لبخند محوی روی لبش می نشی

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما