کِرم زنده در سیب جهان

بارهایم را در سایهی دیواری میگذارم پس از راهها که پیمودم و توفانی که مدتها، شکوِهگر در غارهای سرم میزیست اکنون، سر فرو نهاد که آرام گیرد به زیر بالِ کرکسی افتاد

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما