عقاید یک دلقک

زمانی که وارد شهر بن شدم، هوا تاریک شده بود. سعی کردم ورودم به صورت همیشگی نباشد، یعنی چنان به چشم نیاید که در رفت و آمدهای پنج سالهام شکل گرفته بود: پایین آمدن

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما