وقتی خاطرات دروغ میگويند

در آن هفته، عادی از نظر من، این بود که صبحها به موقع از خانه خارج شوم. اَنا آشکارا قدغن کرده بود حالا که دوازده ساله شده است، او را تا ایستگاه اتوبوس برسانم. سع

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما