افتاب عشق بر ساحل دل..!|kimia_Rhکاربر انجمن یک رمان

به نام افریدگار تمام هستی عشق مقدمه: قلب من ساحل شد.. عشق تو دریا.. و من از همان روزی که افتاب نگاه تو بر ماسه های اسوده ی نگاهم افتاد اموختم.. که این طوفان دری

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما