مرد گردویی

دیگر کسی اینجا نیست که به شوخیهای من بخندد. قبلاً خدمتکاری داشتم که هر روز میآمد. بلانچ به سیاهی قیر بود و دو برابر من وزنش بود. از آنجا که واژهی بلانچ معادل فر

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما