نامی نمیتوان گذاشت: مجموعهشعر

کمی به عقب برگرد آنجا که نامش زیبا بود و دستانت را دور داشتنش حلقه کرده بودی گاهی آنجا که پلهها تمام میشوند دری نیست به عقب برگرد و آجرها را بیآنکه بیفتی از زیر

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما