Fifty Fifty: مجموعه داستان

گفتم: امیرمحمد این چیه انداختی دور گردنت؟ گفت: پنکه است. ببین چقدر کوچیکه. گفتم: باد هم میزنه؟ گفت: بله عمه زیلا. الآن روشنش میکنم. دو تا باطری نیم قلمی میخوره.

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما