


خلاصه :
دانلود رمان عشقی که تبخیر شد مهتا دختریست که با قدرت بینهایت پدرش در عمارتی عظیم ، بزرگ می شود. امیر پسری ست که در دست سالار خان سخت زندگی کردن را می آموزد. و عشقی که این میان ناگفته می ماند و نابود می شود ولی چرا نباید مثل ققنوسی از زیر خاکستر جان بگیرد و برخیزد؟ دنیای جنایتکاران بی رحم ست وعشق نمی شناسد و سالار خان هم دختر دردانه اش را به این راحتی ها نمی فروشد ، حتی به قیمت جان یک انسان عاشق.
پیشنهاد میشود
دانلود رمان هدیه خداوند اختصاصی یک رمان
عشق تبخیر می شود، جلوی چشمانت را با بخارش می پوشاند تا هیچکس را غیر از او نبینی و نخواهی، ولی دوباره با شعله ای گرم که شد مثل شبنمی اشک از چشمت سرازیر می شود و باز هم حالت را دگرگون می کند. آری عشق چنین شگفت آورست. پیشگفتار :
پدر ، واژه ي غريبي ست ، آنقدر كه هميشه دلت ميخواهد كشفش كني و بفهمي اين مرد كيست كه حاضر ست همه ي هستي و زندگيش را بدهد تا تو يك آه نكشي. تا دلت از چيزي نگيرد . كه بداني چطور اينقدر محكم ست و بر همه چيز غالب! چگونه مي تواند روح و جسم رنجورت را اينطور با صلابت بر دوش بكشد و آخ نگويد!
و چه دردي دارد كاب*وسي كه يك باره او را از تو بگيرد! كوهي كه يك عمر به آن تكيه داشتي متلاشي شود و فرو بريزد! ديوارهاي تصورات شيرينت چنان بر سرت آوار شود كه از سنگينيش نفس بريده به جان كندن بيفتي و براي يك دم نفس به هر روزنه اي اميد ببندی.
و چه دیر فهميدم اين مردي كه پدر ست چقدر از تصوراتم و از نام
رمان آرام اما طوفانی | ف.سین کاربر انجمن یک رمان