صبح بنارس

مرگ در جانم تلاطم میکند این روزها زندگی دارد مرا گم میکند این روزها عشق میآید خبر میگیرد از اندوه من درد میآید تبسّم

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما