نمی دونم شماها هم هنوز خونه, ی مادر, بزرگ پدربزرگ هاتون میرین یانه؟ ولی من که خونه, مادر, بزرگم میرم پاتوقم همیشه ی خدا اون اتاق بزرگه, ی دور از خونه, است که وس
نمی دونم شماها هم هنوز خونه, ی مادر, بزرگ پدربزرگ هاتون میرین یانه؟
ولی من که خونه, مادر, بزرگم میرم پاتوقم همیشه ی خدا
اون اتاق بزرگه, ی دور از خونه, است که وسطش کرسیِ بزرگِ زمستونا جاخوش کرده.همون اتاق بزرگی که هیچ بخاریی گرمش نمیکنه
دیواراش هم که پره پر از پوسترای بازیگرای قدیمی و خواننده هاست.
گوشه ی دیوار سمت چپش هم طاقچه ی کوچیکیه که گلای طبیعیِ خشک شده و تابلوی کوچیک و ان یکادش رو لایه ی ضخیم خاک پوشونده.
آرامش توی اون اتاق رو با هیچ کجا عوض نمی کنم.
اگه همچین جایی دارین بگین.توصیفش هم کنین