


خلاصه:
دانلود, رمان, دختران, لجباز, پسران, مغرور, _ سه دختر… سه پسر … پسران,ی از دنیای پر از تکبر و غرور … و دختران,، از دنیایی پر از شیطنت و لجباز,ی، پسرها و دخترهای قصهی ما، عاشق میشن و تو این راه، دو چیز مانع رسیدن اونها به هم میشه… لجباز,ی… غرور.
این رمان, اختصاصی سایت یک رمان, است.
قسمتی از رمان:
وای وای! بازم دانشگاه، بازم درس، بازم خر زدن، ای خدا! به دادم برس، چرا من؟ آه ای خدا! این چه بلای آسمانی بود که سر من نازل شد؟! خب، بخوابم که فردا باید برم دنبال این خلا، که ببرمشون دانشگاه .
به سه نرسیده، بین زمین و آسمون خوابم برد. آه آه، این چه صدای مزخرفیه! فهمیدم؛ باز آلارم گوشی. گوشی رو از عسلی برداشتم؛ محکم کوبندم به دیوار و گل! خاموش شد و دوباره به خواب ناز فرو رفتم. جاهای خوب خوابم بود، که با جیغ قرمز مامی جان، سر جام سیخ شدم . شایدم جامو خیس کردم، احتمالش؛ بله زیاده جامو شلوارمو باهم خیس کردم.
مامی : تو نمیخوای بیدارشی سارا؟ اگه این ترم پاس نشی، از پنجره آویزونت میکنم. مثل آدم پا میشی، میری دنبال دوستات؛ میری دانشگاه.
مامانم برگشت و… چیزی رو که نباید میدید رو، دید. بله؛ گوشی شکسته. یه نگاه به من و یه نگاه به گوشی، یه نگاه به من، یه نگاه به گوشی و جیغ قرمز مامان جان.
مامی : مگه من تازه این گوشی رو برات نخریدم؛ گوشی بی گوشی.
در که محکم کوبیده شد. هر بار این درو، محکم نبند نرو، این چشمای ترو، نکن تو بدترو، خب از فاز آهنگ بریم بیرون.
پیشنهاد می شود
رمان آتشی بر پیکر جانم|فائزه حاجی حسینی
رمان دختری در پس تنهایی| MAEE_A