پدیده جرم از ابتدای خلقت بشر وجود داشته است. دورکیم از جرم و جنایت به عنوان پدیده بهنجار اجتماعی نام میxadبرد.از گذشته تا کنون پیشگیری, از جرم اهمیت فوقxadالعاد
پدیده جرم از ابتدای خلقت بشر وجود داشته است. دورکیم از جرم و جنایت به عنوان پدیده بهنجار اجتماعی نام میxadبرد.از گذشته تا کنون پیشگیری, از جرم اهمیت فوقxadالعادهxadای داشته و میxadتوان آنxadرا از آرمانxadهاxadی هرجامعهxadای دانست. زیرا امنیت یکی از ارکان اساسی در زندگی اجتماعی انسانxadها است.ارتکاب جرایم، یکی از مظاهر بارز ایجاد ناامنی در جامعه است که مبارزه با آن و از آن مهمتر، پیشگیری از وقوع جرایم، از اصلیxadترین وظایف دولتxadها تلقی میxadشود.
جوامع، در گذشته واکنش و مبارزهxadی سرکوب گرانه در برابرمجرم داشتند. و این واکنش یاهمان کیفر بعد از وقوع جرم انجام میxadگرفت. به مرور زمان علاوه بر کیفر از اقدامات تامینی وتربیتی برای واکنش در برابر جرم و مجرم استفاده شد..این اقدامات که متاثر از عقاید نظریه پردازان مکتب تحققی بود، مجرمین دارای ویژگیxadهای روانی و جسمانی خاصی فرض میxadشدند که آنان را از بقیه مردم متمایز میxadساخت. در این مدل، تنها راه پیشگیری و کاهش ارتکاب جرم، مجازات، درمان و بازپروی بود تا از طریق آن، در عوامل انگیزشی مجرمین تغییری ایجاد گردد.
با این حال هیچ کدام از این اقدامات در کنترل ارتکاب جرایم وحتی درجلوگیری از تکرار جرم نسبت به مجرمینی که سابقه ارتکاب جرم داشتند نیزموثر واقع نشد
با منسوخ شدن نظریه کنترل رفتار به وسیله ویژگیxadهای شخصیتی ثابت در روانشناسی، مفهوم تمایلات مجرمانه در روانشناسی، طرفدارانش را از دست داد. کم کم روانشناسانی چون اسکینر بر این امر گرایش پیدا کردند که رفتار را میxadتوان با مداخله در محیط کنترل کرد. این تحول در روان شناسی، جرم شناسی را نیز متاثر ازخود کرد. به مرورعقاید جرم شناسان پیرو نظریه کنترل اجتماعی، طرفداران خود را از دست داد. جرم شناسان از انتخاب عقلانی مجرم و سنجش سود و زیان ارتکاب جرم توسط مجرم سخن راندند. بسیاری را عقیده بر این قرار گرفت که پیشگیری کنشی که مجموعه تدابیر واقدامات غیر کیفری است که پیش از ارتکاب جرم، با مداخله در فرآیند فعلیت یافتن جرم و وضعی,ت پیشxadجنایی در صدد جلوگیری از بزهکاری است مؤثرتر است و با محاسبه گر قلمداد کردن مجرمین، برنامهxadهای پیشگیری از جرم نیز بر بالا بردن ریسک و سلب فرصتxadهای ارتکاب جرم متمرکز گشت. از طرفی به دلیل کافی نبودن اقدامات واکنشی کیفری وغیرکیفری، و بنا به دلایل اقتصادی و هزینههای بالای مقابله با جرم، اقدامات پیشگیرانه مطرح شد. لذا ضرورت و اهمیت پیشگیری غیر کیفری که شامل پیشگیری اجتماعی و پیشگیری وضعی میxadباشد بیش از پیش مشخص گردید. اما از آن جا که پیشگیری اجتماعی بسیار گسترده وهزینه بر و زمان بر بوده و ناظر برآینده میxadباشد گفته میxadشود که پیشگیری وضعی در مواردی با ایجاد موانع از ورود افراد جامعه به وادی بزهکاری جلوگیری به عمل میxadآورد البته برخی معتقدند که پیشگیری وضعی تنها زمان و مکان ارتکاب جرم را تغییر میxadدهد.