ماهک, قسمت اول مادرش ساعت پنج صبح بیدار می شد و به ترمینال میرفت تا از اتوبوسهایی که از بندر میایند سیگار بوکسی بخرد و فروش روزانه سیگار خود را تامین کند و بعد
ماهک, قسمت اول
مادرش ساعت پنج صبح بیدار می شد و به ترمینال میرفت تا از اتوبوسهایی که از بندر میایند سیگار بوکسی بخرد و فروش روزانه سیگار خود را تامین کند و بعد ماهک هفت ساله راحدود ساعت نه بیدار میکرد و بهمراه خود به بازار جهت فروش سیگار میبرد.پدر ماهک قبلا انواع شغل کارگری آزاد و آبرومند داشت ولی حالا مسن شده وکمردردش اجازه کار کردن کارگری را به او نمیداد، با جلو آمدن زنش برای تامین خرجی او با گذشت سالها کم کم تن لش شده و در محلات خلاف کارها ولگردی میکرد و پول برای سیگار و تریاک تفریحی...