پمپ ساز آن مادر این چنین تعریف کرد: سالهای پیش دو دختر بزرگم همراه با پسر و شوهرم، در مغازه وسایل تلمبه و پمپ که در اصفهان داشتیم کار میکردند. یکروز یک مشتری خو
پمپ ساز
آن مادر این چنین تعریف کرد : سالهای پیش دو دختر بزرگم همراه با پسر و شوهرم ، در مغازه وسایل تلمبه و پمپ که در اصفهان داشتیم کار میکردند . یکروز یک مشتری خوب از جنوب برای چاههای آب مزرعه اش چند پمپ خرید،و از شوهرم نیز دعوت کرد که به خانه اش برود و مهمانشان شود و خواست که خودش بیاید روستا و پمپها را برایش وصل کند.
شوهرم رفت روستا و کار او را انجام داد و متوجه شد که آن روستای بزرگ به وجود یک مغازه وسایل تلمبه دارد و فروش تلمبه و نصب آن مشتری زیاد دارد.
مغازه اصفهان را تحویل...