

سلام و عرض ادب...
داستان به سبك تك گويي دروني Interior Monologue بود از واگويه هاي يك مادري مي گفت كه در دغدغه دنياي امروزي و تسلسل ذهني فرزندش قرار گرفته و مديريتي هم بر شرايط نداره. اين داستان ، يك داستان به روز و قابل درك بود ، چرا كه بسياري از زندگي هاي امروزي درگير چنين موضوعي هستند. اين به روز بودن ماجرا و رفتارهاي سرد مهدي نسبت به مادر تنها و ساختن دنياي مجازي و پركشش براي خود ، سواي از زندگي روتين و زيباي سنتي ، مي تونه پيام درستي رو به دنبال داشته باشه. بسيار قابل درك بود.
داستان داره ميگه جاذبه مجازي و گاها كذب دنياي امروزي طوري گسترش پيدا كرده كه منجر به فاصله گرفتن جوانان ما از احساسات و عواطف طبيعي و پاك خانواده شده.
در پرداخت به حس و حال مادرانه و بحران CRISIS ماجرا (و اينكه مادر با چه آرزويي درصدد بافت يك شال گردن براي پسرشه و دغدغه گفتنشو داره و پسر بجاي استقبال از اين كار عاشقانه ، عنوان ميكنه: "از طريق اينترنت شال ميخرم...") نويسنده خوب عمل كرده و تونسته سر نخ رو به خواننده بده و در واقع پرسناژ اصلي داستان خوب پرداخته شده كه هول همين پرسناژ ، داستان داره پيش ميره.
از طرفي داستان داراي اپيزودهاي چند لايه نيست و ممتد داره پيش ميره آنهم در يك زمان بسيار محدود. همين امتداد ماجرا و روايت پردازي احساسي مادرانه ، كار رو قشنگ كرده. انصافا جاي تبريك داره.
اما نكته مهمي كه بايد به عنوان ضعف در داستان بهش پرداخت ، اينه كه داستان فاقد گره Complication است. در حاليكه مي توانست (بر اساس يك اتفاق ريز) يك گره كوچك ايجاد و خواننده را درگير اين گره كرد.
در كل ، مطلوب بود
مرحبا
حسن ايماني