کتاب صوتی مردی که دو پای چپ داشت

پنج دقیقه مانده به یازده صبح توی ایستگاه راهآهن بود؛ با ریش مصنوعی و عینکی که هویتش را از چشم عموم مخفی میکرد. اگر از خودش میپرسیدی، میگفت یک تاجر اسکاتلندی است

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما