پُکزدن به سیگار هیچ معنایی ندارد، الّا نوعی لجاجت با خود و حتی لجاجت در تداوم ِ نوعی عادت. عجیبترین خوی ِ آدمی این است که میداند فعلی بد و آسیبرسان است، اما آن
پُکزدن به سیگار هیچ معنایی ندارد، الّا نوعی لجاجت با خود و حتی لجاجت در تداوم ِ نوعی عادت. عجیبترین خوی ِ آدمی این است که میداند فعلی بد و آسیبرسان است، اما آن را انجام میدهد و به کَرّات هم! هر آدمی، دانسته و ندانسته، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر میبرد، و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود ِ آدمی نسبت به خودش نیست..