دلنوشته شب | zhila کاربر انجمن یک رمان

دلنوشته: شب ژیلا. ح مقدمه: شب... جادوی دو حرف، شاید هم مشکی چشمانت... مدت هاست تنها شده ام گویی ستاره ای شدم در آسمان ستاره ای که چرخید و چرخید و هیچ گاه به ماه

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما