کتاب سرها را از دست خواهید داد...

کلاه آبی شل و ولم رو کمی روی پیشونی پایین کشیدم و به اطراف میدان زامبی خیره شدم. تو یه روز گرم و آفتابی، پارک سرزمین وحشت توسط بچهها و خانوادههایشان شلوغ شده بو

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما