کتاب دختران ساکت

در انباری را محکم کشید و بست تا لاشۀ گوزن از دست شغالهایی که شبها در آن نواحی پرسه میزدند، در امان باشد؛ او احساسی تحلیل برنده داشت که تا ساعتها پس از تاریکی مش

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما