

مراجع : سلام خوبید؟ آقا لطفا کمک کنید حالم خیلی خرابه
روان شناس : علیک سلام بزرگوار ممنونم تعریف کن مشکلت چیه؟
مراجع : بعضی روزها یک دفعه حس ترس و نگرانی منو می گیره
علایمی مثل تنگی نفس و تپش قلب دارم لرزش دستهام اینقدر
شدید میشه که نمی تونم یک کتاب در دستم بگیرم
روان شناس : خوب این علایمی که گفتی احتمالا نشانه یک اختلال
هست در علم روان شناسی به این اختلال میگن وحشت زدگی یه
نوع اضطراب شدید هست
مراجع : خوب یه راه حل بدید بنظرتون خوب میشم ؟
روان شناس : حتما خوب میشی فقط چند نکته رو یادداشت کن
اول اینکه وقتی این حالت در تو شروع کن قدم نزن باید یک جای راحت
دراز بکشی چون قدم زدن حالت رو بدتر می کنه
دوم اینکه اگه تپش قلب گرفتی سعی کن آهسته و آرام نفس بکشی
بهتره در کیسه پلاستیک نفس بکشی که تمرکزت بر تنفست بیشتر
بشه اصلا تند تند نفس نکش و گرنه خفگیت بیشتر میشه بعد چند
دقیقه این حالت میره نگران نباش بتونی این دستوراتی که بهت دادم
انجام بدی به مرور زمان بهتر میشی
بعد حرف های روان شناس برگشتم خونه و شب هنگام حمله وحشت
زدگی برام امد انگار دمای اتاق صد درجه شده بود برگه روان شناس
در دستم گرفتم و خوندم برخلاف دفعات قبلی قدم نزدم یک جا دراز
کشیدم و کیسه پلاستیک پیش دهانم گذاشتم آرام و آهسته نفس
کشیدم تپش قلبم کار نفس کشیدنم رو سخت کرده بود اما مقاومت
کردم و آهسته و آرام در پلاستیک نفس کشیدم تا اینکه چند دقیقه
گذشت حس کردم تپش قلبم کمتر شده و راحتر نفس کشیدم به خودم
گفتم خدایا شکرت الان دیگه یاد گرفتم چطور حمله وحشت زدگی رو
کنترل کنم.