راه آسمان

میان کلبه گلی در دل جنگل تاریک...روی پنجره سرد، کودک با نفس پیغام گذاشت.تا شاید پدرش از راه بی بازگشتی که پیش روی فرزندش پیچ و تاب می خورد برگردد.آن شب حتی ماه

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما