تعریف منزلت، وضعیت، موقعیت: مقام یک شخص در جامعه. این کلمه از واژۀ لاتین «statum» بهمعنی موقعیت یا جایگاه نشئت گرفته است؛ بهمعنی اخص کلمه به جایگاه حرفهای یک شخ
تعریف منزلت، وضعیت، موقعیت: مقام یک شخص در جامعه. این کلمه از واژۀ لاتین «statum» بهمعنی موقعیت یا جایگاه نشئت گرفته است؛ بهمعنی اخص کلمه به جایگاه حرفهای یک شخص در یک گروه (شخص متأهل، درجهدار نظامی، و غیره) اشاره دارد و در معنای اعم کلمه، که تناسب بیشتری با این مقال دارد، به ارزش و اهمیت یک شخص در نگاه جهانیان اشاره میکند.
جوامع مختلف منزلت را به گروههای متفاوتی میبخشند: شکارچیان، جنگجویان، خانوادههای بااصلونسب، کشیشان، شوالیهها، زنان فرزانه. از سال ۱۷۷۶ میلادی در غرب بهطور فزایندهای منزلت با توجه به دستاوردهای مالی به اشخاص بخشیده میشد. پیامدهای عالی منزلتی خوشایند مینماید؛ پیامدهایی که از جملۀ آنها میتوان به امکانات، آزادی، فضا، راحتی، زمان، و به همان اندازه حس مورد توجه واقعشدن و ارزشمندشناختهشدن اشاره کرد ــ که دعوتها، چاپلوسیها، خندیدنها (حتی به لطیفههای بیمزه)، گردنکجکردنها، و عنایتها ــ دال بر آنهاست.
نگرانی از موقعیت: اضطرابی چنان ویرانگر که قادر است گسترۀ بسیط زندگیهایمان را به ویرانی بکشاند و دلهرۀ ناکامی را در مطابقت خویشتن با ایدهآلهای موفقیتی که جامعهمان پیریزی کرده است در ما برانگیزد و درنتیجه، حس تهیبودن از احترام و شایستگی را در وجودمان پدید آورد. دلهرهای حاکی از دونپایگی کنونی یا سقوط به جایگاهی فرومایهتر.
دلهرهای که بیش از هر چیز نشئتگرفته از بحران اقتصادی، احساس بیهودگی، ترفیعها، بازنشستگی، گفتوگوی با همکاران در صنعتی همانند، خواندن شرححال افراد برجسته در روزنامهها، و موفقیتهای بزرگتر دوستان ایجاد میشود. بهمثابۀ اعتراف به حسادت (که احساس به آن وابسته است) آشکارکردن هر دلهره و اضطرابی از لحاظ اجتماعی نابخردانه است. در نتیجه، ابراز ناراحتی درونی نامتعارف است و اغلب به خیرهنگاهی دلواپسانه، لبخندی نمایشی، یا مکثی طولانی که پس از شنیدن اخبار موفقیتهای دیگران رخ میدهد خلاصه میشود.
اگر جایگاه ما در طبقهبندی اجتماعی با عنایت به چنین مسائلی پی ریخته شده باشد، بدان روست که ذهنیتمان از خود بسیار به آنچه دیگران از ما ساختهاند وابسته است. صرفنظر از شخصیتهای نادری همچون سقراط و عیسی مسیح، ملاک ما برای تحمل خویشتن اتکا به نشانههای احترامی است که جهان پیرامونمان برای ما به ارمغان آورده است. تأسفآورتر آنکه بهدستآوردن منزلت دشوار است و یک عمر حفظ آن دشوارتر. صرفنظر از جوامعی که منزلت از بدو تولد به شخص بخشیده میشود و در رگهایش خون اشرافزادگی جاری میشود، موقعیت ما به آنچه بهدست میآوریم بستگی دارد و عواملی مانند حماقت، نشناختن خویش، اقتصاد کلان، یا کینهتوزی میتواند ما را به ورطۀ شکست بکشاند.
و شکست تمسخر بهبار میآورد: آگاهی عذابآوری که به ما میفهماند که در مجابکردن جهانِ ارزشهایمان ناتوان بودهایم و زینپس محکومیم تا با خویشتن شرمسار خویش افراد موفق را با تلخکامی بهتماشا بنشینیم. نظریه: نگرانی از موقعیت قابلیتی استثنایی را برای ایجاد غم و اندوه داراست.
شهوت جاه و مقام بهمثابۀ دیگر شهوات فوایدی نیز بهدنبال دارد: ما را برمیانگیزد تا با استعدادهایمان به عدالت رفتار کنیم، کمالگرایی را ترویج میدهد، از رفتارهای نامتعارف زیانبار ما را مصون میسازد، و از اینکه اعضای ثابت جامعهای باشیم که حول نظام ارزشی رایجی اتفاق کردهاند بازمان میدارد؛ اما بهمثابۀ دیگر شهوات افراط در آن مرگبار است؛ سودمندترین راه پرداختن به این وضعیت تلاش برای درک و صحبت از آن است.