

دقیق به یاد دارم... وقتی کودکی نه ساله بودم، مادرم گفت: از محبت خارها گل میشوند! خندیدم و به شوخی گفتم: یا شایدم از محبت گلها خار میشن!
هر دویمان خندیدیم و ماجرا، همانجا تمام شد. حال، نه سال از آنروز گذشته و منِ ۱۸ ساله فهمیدم اتفاقا درستترش را آنزمان گفته بودم.
همیشه محبت نکنید! آدمها ظرفیت ندارند. گاهی بد باشید! تا بفهمند، خوب بودن انتخاب شماست؛ نه وظیفهتان...
از محبت، گلها خار میشوند...
از محبت، آدمها هار میشوند...