کتاب ملودی شهر بارانی

بگین...وقتی حرف می زنین مثل اینکه جویبار نرمی با جلای الماس زمزمه میکنه و من مثل آب و نور،مثل اینکه شناورم،پاک،شفاف،مثل اینکه غسل میشم.بگین...از اون روزهای بلند

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما