کتاب یک نفر باید مرا پیدا کند

آینده ای که مال من، مال خودم بود. مثل هاله ای از مهتاب کمی روشنی داشت ولی بهتر از این بود که در قعر سیاهی ها دست و پا بزنم. من می رفتم جلو و با همین نور کم راهم

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما