گیسو(4)

وقتی کلمه ی خونواده رو شنیدم چیزی مثل یک زخم سر بازنکرده یک آن به ذهنم اومد و فوری هم رفت همیشه همینطور بوده، دیگه از خانواده چیزی غیر ازین زخم سربسته برام نیست

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما