مشاعره با اشعار سهراب سپهری ......
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
اول من من با امار زمین مشکوکم اگر این سطح زمین پر از ادم هاست پس چرا این همه دل ها تنهاست نفر بعد با ت
♣سفره های یلدایی♣
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
سلام رفقای گلم شب یلداتون مبارک همه شما حتما امشب یا فردا سفره یا میزی به مناسبت شب چله تزیین می کنین! ازتون میخوام یه عکس از هنر ها و سلیقتون با ما به اشتراک بزارین جون مادراتون استقبال کنینتروخ
*کاربرد نقطه ویرگول*
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
غمگین ترین صحنه دنیا .........
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
غمگین , ترین , صحنه , دنیا , کودکی بود که داشت کتک میخورد و از سرما میلرزید غمگین , ترین , صحنه , دنیا , ریختن موهای یه بچه سرطانی بود غمگین ترین صحنه دنیا اشکای یه مادر واسه نبود بچش بود غمگین ترین صحنه دنیا لحظه ای بود که اخرین برگ پائیزی ریخت و غمگین ترین من رفتن تو بود خوارهرم
چرا ماباید همش درس بخونیم ؟....
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
خب معلومه واسه اینکه در اینده فوق لیسانس و لیسانسه بیکار جامعه کم نشه
....دلنوشته های دریای بارانی ....
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
اسمان بی صدا می بارد گویی او هم دوست ندارد با باریدنش یاد تو بیوفتم ..
ݥۺڪݪ اےݩ ڔوزهاے ݥا
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
بسم الوجود نظرتون رو دراین مورد بگین ... اښݒݦ ݦݦݩۅع بے اځټراݦے ۏ ݩقد هݥ ديڳہ ݦݦݩوع
*کاربرد علامت سوال*
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
درخواست مدال یاردیرین | AvRiNa کاربر انجمن رمان ایران
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
سلام=) بیش از یک سال از عضویت من میگذره و درخواست , مدال , یار دیرین رو دارم. سایرتوضیحات: وفاداری و حمایت هم یادتون نره
بی من مرو جهان هم بی تو ثمر ندارد #ببار_بارون
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
بی من مرو جهان , هم بی تو ثمر ندارد , #ببار_بارون
برگرد که لبخندت بدجور مانده روی دلم...
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
برگرد , که لبخندت , بدجور , مانده , روی دلم...
رنگ میزنم... دیوار های تنهایی را... به رنگ دوستی های خوشرنگ... تا وقتی دوستانم باشند.
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
رنگ میزنم ,... دیوار , های تنهایی , را... به رنگ دوستی , های خوشرنگ ,... تا وقتی , دوستانم , باشند ,... تنهایی , فقط یک دروغ محض است... فقط یک نسیم گذرا... و فقط یک شربت تلخ... که قورتش میدهم و بعد تمام میشود... هیچـ... میشود...
عشق... تنها برکه ایست... که میتوانی در آن غرق شوی... اما نفس بکشی...
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
عشق... تنها , برکه , ایست ,... که میتوانی , در آن غرق شوی... اما نفس بکشی ,...
میم مثل مریم
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 16:39
نام داستان : میم مثل مریم , نویسنده : کوثربیات ژانر : عاشقانه هدف : تقویت قلم ساعت پارت گذاری : نامعلوم خلاصه : عاشقانه ای واقعی اما نافرجام ، عاشقانه ای از جنس غم ، بیان عشقی که دل دو شخص را بهم
رمان عروس شیطان| مهدیه احمدی کاربر انجمن یک رمان
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 10:34
کد رمان , ,:1672 ناظر: .A.T.E.N.A. نام رمان , ,: عروس , شیطان , نویسنده : مهدیه , احمدی , ژانر : تخیلی، ترسناک تگ: برگزیده خلاصه درمیان جمعیت شیاطین و انسان های انسان نما من آن ادمی بودم که اسیر شیطان , و شیطان زاده
از اول آذر تا الان و شب یلدا .......
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 10:34
من کلا اذر شانس نداشتم اون از دوم اذر که رنگ اون معلم معارف اومد سر کلاس درس بده (دیروز بوفه اش رشته میداد ) دید یه کاسه اش رشته رو میز کلی نصیحت کرد مارو که اصراف نکنید واینا بعد گفت کی اینو میبره بز
بیاین رماناتون رو اینجا تبلیغ کنین!
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 10:34
خب اینجا , بیاین , رماناتون ,،دلنوشته ها،عکس شخصیت،فن فیکشن و... هر چی که دارین بفرستین توجه:فقط لینک بفرستین یا یه متن کوتاه زیرش بذارین به اضافه ژانر رمان.اسپم ممنوع
بیاین رو راست باشیم کم ترین نمرتون چند بوده ؟...
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 10:34
ولا از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون کم ترین , نمره من ۱۹بودکه امسال گرفتم ار درس معارف دارم از حرص سکته میزنم شما چی ؟راحت بااشین
✿Happy Birthday✿
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 10:34
مثل همیشه سوگند به نام کسی که آرام منه دقیقا 17 سال پیش بود که خداوند منان، گلهای افتاده از دامن خلقت من رو جمع کرد و محض بازی کردن باهاشون، یه انسان دیگه آفرید. شد تویی که به تنهایی، باعث شدی من نص
*•°•تولد دختر یلدایی ( آرشیدا) مبارک•°•*
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/30 | ساعت: 10:34
@Aʳᶳʰᶤᵈᵃ نگاهش به درون اتاقی افتاد. مادری دختر ,ک تازه به دنیا آمده اش را در آغوش گرفته بود . این اولین باری بود که مادر طفل خود را بعد از شیر دادن به او می دید . دختر ,ک خندید و مادر نیز با تماشای لبخند