داستان کوتاه ....نشان افتخار

فکری به نظر آقای ساکرمان رسید و به زنش گفت: ” چطور است تو با آقای روسلن نماینده مجلس صحبت کنی. او میتواند راهی پیش پای من بگذارد. تو خودت میدانی که من جرات نمیک

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما