روزهای ابری (قسمت سیزدهم)

روزهای ابریشطیطه گلشاهیقسمت سیزدهممادرم خدابیامرز،پانزده سالی هست که دیگر درمیان ما نیست.خیلی اوقات به حرفهایش فکرمی کنم یادم می آید، هروقت کسی حرفی می زد و بوا

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما