هیچا با گیسوی سیاه یله تو باد و رها با تموم خنده هاش شده بود براش خدا! تا هیچا گل میخ

هیچا با گیسوی سیاه یله تو باد و رهابا تموم خنده هاششده بود براش خدا!تا هیچا گل میخندیدمیشد یه گوله خورشیدیخدون غصه نم نممیشد یه رود امیدمیزد به قلب سرمامیرفت و

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما