حیران

صبح اولین روز بهار، 1/1/1397 شد. دخترک دفتر خاطرات گل منگولی اش را باز کرد تا به توصیه معلم شان خاطرات عیدش را بنویسد. ساعات بعد از تحویل سال را نوشت وقتی خواست

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما