اون شب، مادرم نیمه شب از خواب پرید و فریاد زد. از خواب پریدم. صدای فریادش توی اتاق پیچید. زیور هم بیدار شد. پدر از جا پرید. همه دور مادر جمع شدیم. مادر نفس نفس
اون شب، مادرم نیمهشب از خواب پرید و فریاد زد.
از خواب پریدم. صدای فریادش توی اتاق پیچید. زیور هم بیدار شد. پدر از جا پرید. همه دور مادر جمع شدیم. مادر نفسنفس میزد. پیشانیاش خیس عرق بود.