آخرین دعا

اون شب، مادرم نیمه شب از خواب پرید و فریاد زد. از خواب پریدم. صدای فریادش توی اتاق پیچید. زیور هم بیدار شد. پدر از جا پرید. همه دور مادر جمع شدیم. مادر نفس نفس

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما