تنها

- تنها انگار کسی تمام بدنم را با طناب می دوخت. دوختن از کف پایم شروع شد و آهسته آهسته به زانوهایم رسید. صدایی عجیب می شنیدم: صدای پدر، صدای مادرم، حتی خش خش پای

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما