پرستار وارد اتاق شد. مریم روی تخت دراز کشیده بود و زیر لب آهنگی رو زمزمه میکرد و دستانش را به آرامی به حالت رقص تکان میداد. +خوبه خیلی خوشحالیا؟ -چرا نباشم خب م
پرستار وارد اتاق شد . مریم روی تخت دراز کشیده بود و زیر لب آهنگی رو زمزمه میکرد و دستانش را به آرامی به حالت رقص تکان میداد .
+خوبه خیلی خوشحالیا ؟
-چرا نباشم خب مامان شدم
+آره حق داری