مردی بنام اسب

ازدستش خیلی آتیشی بودم.یه نخ سیگار، کجکی گوشه ی لباش گذاشت وبا لهجه ی لاتی کج و کوله گفت: عمو آتیش داری؟ گفتم آتیشم داریم، خوبشم داریم اما بموقع ش! یهو دیدم به

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما