ازدستش خیلی آتیشی بودم.یه نخ سیگار، کجکی گوشه ی لباش گذاشت وبا لهجه ی لاتی کج و کوله گفت : عمو آتیش داری ؟ گفتم آتیشم داریم ، خوبشم داریم اما بموقع ش ! یهو دیدم به تاخت در رفت ، من بُدو اون اسب
نویسنده:بهمن بیدقی