من هم کرونایی شدم! (1)

آن شب، یکی از سخت ترین شب های عمرم بود. شبی که کاش هرگز نبود. احوالم خوش نبود و بدجور از هم پاشیده بودم. اخبار ناگوار و غم بار روز قبل کرونا، یکسره روی مخم راه

نود هشتیا
نود هشتیا
خانه آرشیو مطالب خوراک تماس با ما